معجون مهربانی
معجون مهربانی
تعداد بازدید : 79
Border circle
مرضیه میرذوالفقاری

دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ،ولی هرگز نمی توانست با مادر شوهرش کنار بیاد و آنها هر روز با هم جر و بحث می کردند.

عاقبت روزی دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد سمی به او بدهد که بتواند مادرشوهرش رو بکشد.

 داروساز گفت : اگه سم خطرناکی به او بدهی و مادرشوهرت کشته شود ، همه به تو شک می کنند. پس معجونی به دختر داد و به او گفت هر روز مقداری از این را در غذای مادرشوهرت بریز تا سم آن کم کم روی او اثر کنه و او را بکشد. توصیه کرد در این مدت با مادرشوهرت مهربان باش و  با او مدارا کن تا پس از مرگش کسی به تو شک نکند.

دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت . هر روز مقداری از آن معجون را  در غذای مادرشوهرش می ریخت و با مهربانی به او میداد.

هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس اخلاق مادر شوهر  هم بهتر شد. تا آنجا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت : آقای دکتر دیگر از مادرشوهرم متنفر نیستم و او را مثل مادر خودم دوست دارم . دیگر دلم نمی خواهد او بمیرد ، خواهش میکنم داروی دیگری به من بده تا سم را از بدنش خارج کند.

داروساز لبخندی زد و گفت : دخترم ، نگران نباش ،معجونی که به او دادی سم نبود بلکه سم در ذهن خودت بود که حالا با عشق به مادرشوهرت از بین رفته.

زیز [ zeez ] چیست؟
زیز آوای جیرجیرکهاست ، جیرجیرکها یک کلمه بیشتر ندارند با همان یک کلمه هم بی شک چیزی به جز دوستت دارم نمی گویند دیوانه که نیستند کدام حرف را می شود تا صبح بیدارماند و تکرار کرد.
تنها صفحه رسمی ما در اینستاگرام
تمام مطالب و طرح های رسانه مهرورزی ، مختص این رسانه تولید شده است و باز انتشار یا استفاده از آنها فقط با کسب اجازه کتبی مجاز است.