مهر تو ...
مهر تو ...
تعداد بازدید : 25
Border circle
طیبه جمشیدی

من آن صبحم که ناگاهان چو آتش در شب افتادم

بیا ای چشم روشن بین، که خورشیدی عجب زادم

ز هر چاک گریبانم چراغی تازه می تابد

که در پیراهن خود آذرخش آسا درافتادم

چو از هر ذره من آفتابی نو به چرخ آمد

چه باک از آتش دوران که خواهد داد بر بادم

تنم افتاده خونین زیر این آوار شب، اما

دری زین دخمه سوی خانه ی خورشید بگشادم

الا ای صبح آزادی! به یاد آور در آن شادی

کزین شب های ناباور منت آواز می دادم

در آن دوری و بدحالی نبودم از رخت خالی

به دل می دیدمت وز جان سلامت می فرستادم

سزد کز خون من نقشی برآرد لعل پیروزت

که من بر درج دل مهری به جز مهر تو ننهادم

به جز دام سر زلفت که آرام دل سایه است

به بندی تن نخواهد داد هرگز جان آزادم


استاد امیر هوشنگ ابتهاج

زیز [ zeez ] چیست؟
زیز آوای جیرجیرکهاست ، جیرجیرکها یک کلمه بیشتر ندارند با همان یک کلمه هم بی شک چیزی به جز دوستت دارم نمی گویند دیوانه که نیستند کدام حرف را می شود تا صبح بیدارماند و تکرار کرد.
تنها صفحه رسمی ما در اینستاگرام
تمام مطالب و طرح های رسانه مهرورزی ، مختص این رسانه تولید شده است و باز انتشار یا استفاده از آنها فقط با کسب اجازه کتبی مجاز است.