از دریچه آه
از دریچه آه
تعداد بازدید : 155
Border circle
حمید ضیایی

هزار راه بریدم مسافر گمراه ، همین.

زچاله برآمد فتاد در بن چاه .

 نگاه چشم به راهش، ببین که گشته سپید.

نشسته با دل وامانده اش به خاک سیاه.

گسست هرچه که رشت و شکست هرچه که ساخت

نفس نمی زند الا ، که از دریچه ی آه

کشیده عمر هوا گشته چون جنازه به دوش 

به عزت و شرف لااله الاالله

هزار سال دگر باید انتظار کشید

که عهد طالع نحث است و دور واویلا

بساز با دل پرخون،بسوز با تف جان

بخند ،کوری چشمان روزهای تباه!

اگر شتک بزند خون زه خنده هات ،مترس

زه خنده های پر از خون ببر به گریه پناه


غزل معاصر از عاطفه طیّه

زیز [ zeez ] چیست؟
زیز آوای جیرجیرکهاست ، جیرجیرکها یک کلمه بیشتر ندارند با همان یک کلمه هم بی شک چیزی به جز دوستت دارم نمی گویند دیوانه که نیستند کدام حرف را می شود تا صبح بیدارماند و تکرار کرد.
تنها صفحه رسمی ما در اینستاگرام
تمام مطالب و طرح های رسانه مهرورزی ، مختص این رسانه تولید شده است و باز انتشار یا استفاده از آنها فقط با کسب اجازه کتبی مجاز است.