تظاهر می کنم
تظاهر می کنم
تعداد بازدید : 60
Border circle
حمید ضیایی

می خواهم گاهی دردهایم را بنویسم.

در پاکتی مهر و موم شده با تمبری که عکس یک شاخه گل سرخ است،ارسال کنم به مقصدی نامعلوم.

دردهایی که اگر بگویم ، خیلی ها  یا میخندند ، یا سری به تمسخر تکان می دهند.

می دانی ، من خیلی چیزها را دوست دارم که ندارم !

گاهی آنقدر دوست دارم پشت پنجره ای چوبی ، گلدانهای شمعدانی ام را آب بدهم و پیچ کوچه را انتظار بکشم ، تا مرد پستچی با دوچرخه ای کهنه و خورجینی در پشت با کلاهی لبه دار به کوچه ما بیاید . و من با شوق سلامش کنم و بگویم امروزهم نامه ای ندارم! 

و  او ، با اینکه می داند هیچکس هیچ وقت برایم نامه ای نفرستاده و نمی فرستد ، با لبخندی مهربان دستی تکان بدهد و بگوید نه !

یا اینکه دوست دارم ساعتها در ایستگاه اتوبوس ، با گل سرخی در دست و لباسی مرتب و بوی عطری که خیابان را مست و مسحور می کند تظاهر کنم که انتظار معشوقه ای زیبا را می کشم.

آنقدر آنجا بمانم ، و گاهی به ساعت مچی ام نیم نگاهی بیندازم که حتی آخرین اتوبوس به مقصد پایین شهر را هم از دست بدهم.

من دوست دارم به خیلی چیزها تظاهر کنم ، مثلا خوشبختی !


نویسنده و گوینده : حمید ضیایی

زیز [ zeez ] چیست؟
زیز آوای جیرجیرکهاست ، جیرجیرکها یک کلمه بیشتر ندارند با همان یک کلمه هم بی شک چیزی به جز دوستت دارم نمی گویند دیوانه که نیستند کدام حرف را می شود تا صبح بیدارماند و تکرار کرد.
تنها صفحه رسمی ما در اینستاگرام
تمام مطالب و طرح های رسانه مهرورزی ، مختص این رسانه تولید شده است و باز انتشار یا استفاده از آنها فقط با کسب اجازه کتبی مجاز است.