خراش هایی از جنس عشق
خراش هایی از جنس عشق
تعداد بازدید : 303
Border circle
مرضیه میرذوالفقاری

چند سال پیش در یک روز گرم تابستان  پسرکوچکی با عجله لباس هایش را درآورد و  خنده کنان داخل دریاچه نزدیک خانه شان شیرجه زد.

مادرش از پنجره نگاهش می کرد و از شادی کودکش لذت می برد.

مادرناگهان تمساحی را دید که به سوی پسرش شنا می کرد، مادروحشت زده به سمت دریاچه دوید و فریاد کنان،پسرش را صدا زد؛ پسرک سرش را برگرداند ولی دیگه دیر شده بود ، تمساح با یک چرخش ، پاهای کودک راگرفت تا زیر آب بکشه .مادر از راه  رسید واز روی اسکله بازوی پسرش را گرفت؛تمساح پسر را با قدرت می کشید ولی عشق مادر انقدر زیاد بود که نمیگذاشت پسردر کام تمساح رها شود.

کشاورزی  که درحال عبور از آن حوالی بود صدای مادر را شنید،به طرف آنها دوید و با چنگک برسر تمساح زدو اورا فراری داد. پسر را به بیمارستان رساندند.دوماه گذشت تاپسر بهبود پیداکند.

پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ شده بودو روی بازوهایش،جای زخم ناخن های مادرش مانده بود.

خبرنگاری که با کودک مصاحبه می کرد از او خواست تا  جای زخم هایش را نشان دهد.پسر شلوارش را بالا زد و با ناراحتی زخم هایش  را نشان داد.سپس با غرور بازوهایش را نشان داد وگفت: این زخمها را دوست دارم،اینها خراشهای عشق مادرم به من هستند!

به خاطر داشته باش گاهی مثل یک کودک قدر شناس،خراش های عشق خداوند را،به خودت نشان بده؛خواهی دید چقدر دوست داشتنی هستند!

زیز [ zeez ] چیست؟
زیز آوای جیرجیرکهاست ، جیرجیرکها یک کلمه بیشتر ندارند با همان یک کلمه هم بی شک چیزی به جز دوستت دارم نمی گویند دیوانه که نیستند کدام حرف را می شود تا صبح بیدارماند و تکرار کرد.
تنها صفحه رسمی ما در اینستاگرام
تمام مطالب و طرح های رسانه مهرورزی ، مختص این رسانه تولید شده است و باز انتشار یا استفاده از آنها فقط با کسب اجازه کتبی مجاز است.